تغییری خاموش در میان ثروتمندان و حرفه ای های پردرآمد در حال رخ دادن است. نه در خبرها، نه در کنفرانس های سرمایه گذاری، و نه در توصیه های معمول مشاوران مالی. اما اگر به جایی که پزشکان، وکلا، مدیران ارشد و کارآفرینان باسابقه، پول خود را می برند دقت کنید، یک الگو پیدا می شود.
آنها از سه گانه سنتی فاصله می گیرند: درآمد اصلی، ملک و بازار سهام. و به سمت دسته ای از دارایی می روند که یک دهه پیش، اصلا وجود معناداری نداشت: زیرساخت دیجیتال مدیریت شده.
به طور مشخص، گروهی رو به رشد از حرفه ای هایی که سرمایه دارند و زمان ندارند، پول خود را در کسب و کارهای دیجیتال کاملا مدیریت شده و جریان نقد مثبت سرمایه گذاری می کنند. کسب و کارهایی که روی بستر بازارهای بزرگ آنلاین ساخته شده اند. آنها این کار را نه به عنوان یک کسب و کار که خودشان راه اندازی کنند، بلکه به عنوان یک دارایی که مالک آن هستند، انجام می دهند.
این تفاوت، مهم است. درک اینکه چرا این تغییر رخ می دهد، چیز مهمی را درباره آینده خلق ثروت نشان می دهد.
فرمول سی ساله ثروت سازی، دارد پیر می شود
برای سی سال گذشته، دستور ثروت سازی برای حرفه ای های پردرآمد تقریبا یکسان بود: درآمد را بیشینه کن، در ملک سرمایه گذاری کن، و یک سبد سهام بساز. این فرمول برای مدتی، برای خیلی ها کار کرد. اما شرایطی که آن را موثر کرده بود، تغییر کرده است.
ملک، که همیشه گزینه محبوب حرفه ای ها برای جریان نقد خارج از درآمد اصلی بوده، دارد روز به روز سخت تر می شود. زیرا نرخ بهره بالا رفته و حاشیه سود فشرده شده است. مدیریت ملک، حتی وقتی برون سپاری می شود، عملا طاقت فرساست و نقدشوندگی پایین است. هزینه های ورود در اکثر بازارهای اصلی به سطحی رسیده که بدون اهرم قابل توجه، دستیابی به بازدهی واقعی، دشوار است.
بازار سهام، در مقابل، نقدشوندگی دارد اما کنترل ندارد. بازده شاخص ها واقعی است، اما برای یک جراح که سالی ۶۰۰ هزار دلار درآمد دارد، یا وکیلی که در اوج رشته خود کار می کند، گلوگاه به ندرت بازده بازار است. گلوگاه این است که سرمایه آنها یا بیکار نشسته، یا در دارایی هایی با حاشیه ناچیز سرمایه گذاری شده، یا در کسب و کار خودشان قفل شده، به گونه ای که مقیاس پذیر نیست.
آنچه این حرفه ای ها به دنبال آن هستند، حتی اگر اسم آن را اینطور نگذاشته اند، مالکیت بازده ساز است. دارایی هایی که جریان نقد ماهانه تولید کند، نیازی به مدیریت وقت خودشان نداشته باشد، و از ساختاری متمایز با داشته های فعلی شان برخوردار باشد.
آنها به دنبال یک شغل دیگر نیستند. آنها به دنبال یک سیستم هستند؛ سیستمی که مالک آن هستند اما آن را اداره نمی کنند.
سیستمی که مالک آن هستید، اما آن را اداره نمی کنید
واژه دارایی دیجیتال با چرخه ارز دیجیتال و هیجان سوداگرانه ای که همراه آن بود، آشفته شده است. آنچه در اینجا توصیف می کنیم، به کلی متفاوت است: یک کسب و کار فعال آنلاین، که روی زیرساخت تثبیت شده بازارهای بزرگ دیجیتال ساخته شده، و به طور کامل توسط یک اپراتور متخصص، به نمایندگی از سرمایه گذار مدیریت می شود.
مدل اینگونه کار می کند: سرمایه گذار، مالک حساب فروشندگی، موجودیت تجاری واقعی، جریان درآمد و ویترین دیجیتال است. یک شرکت مدیریتی، همه موارد دیگر را انجام می دهد: تامین محصول، روابط با تامین کنندگان، تکمیل سفارش، سلامت حساب، خدمات مشتری، و مقیاس سازی مداوم. سود تحت ساختاری ازپیش توافق شده تقسیم می شود که انگیزه اپراتور را مستقیما با بازده سرمایه گذار هم راستا می کند.
نقش سرمایه گذار، تخصیص سرمایه و نظارت است. تعهد زمانی او حداقلی است. مرور گزارش های عملکرد ماهانه، شرکت در جلسات راهبردی دوره ای، و تصمیم گیری سطح بالا درباره سرمایه گذاری مجدد. عملیات روزانه، کاملا واگذار شده است.
نتیجه، یک کسب و کار دیجیتال جریان نقد مثبت است که بیشتر شبیه یک صندوق مدیریت شده رفتار می کند تا یک سرمایه گذاری سنتی آنلاین:
- سرمایه گذار، یک دارایی مولد در اختیار دارد.
- اپراتور، از طریق عملکرد درآمد کسب می کند.
- انگیزه ها هم راستا هستند.
این ساختار در اصل، جدید نیست. ابزارهای سرمایه گذاری مدیریت شده برای دهه ها در ملک، سهام خصوصی و صندوق های پوشش ریسک وجود داشته اند. آنچه جدید است، زیرساخت زیرین است: بازارهای دیجیتال بالغی که سالانه میلیاردها تراکنش پردازش می کنند و یک پایگاه مشتری درونی، شبکه توزیع و لایه اعتماد فراهم می کنند که هیچ وارد کننده جدیدی نمی تواند به طور مستقل بسازد.
فرصتی که فقط حرکت کنندگان اولیه آن را می بینند
حرفه ای هایی که زودتر به این فضا وارد می شوند، این کار را می کنند چون چیزی را تشخیص داده اند که جامعه سرمایه گذاری گسترده تر، هنوز کاملا قیمت گذاری نکرده است: بازارهای دیجیتال، یک زیرساخت تجاری بالغ و مقیاس پذیر هستند، و دسترسی به بازدهی که تولید می کنند، حالا برای سرمایه خارجی در دسترس قرار گرفته است.
این از نظر ساختاری، شبیه لحظه ای در اوایل دهه ۲۰۰۰ است که پلتفرم های آنلاین املاک، دسترسی به سرمایه گذاری ملک را دموکراتیک کردند. زیرساخت زیرین، یعنی خود ملک، جدید نبود. آنچه تغییر کرد، لایه دسترسی بود: چه کسی میتوانست سرمایه گذاری کند، چقدر کارآمد می توانست انجامش دهد، و بازده ها چطور میتوانست برای غیر اپراتورها ساختاریابی شود.
همین پویایی، در کسب و کارهای دیجیتال مدیریت شده در حال رخ دادن است. زیرساخت یعنی بازارهای دیجیتال بزرگ، بالغ، قابل اعتماد و عظیم است. لایه دسترسی است که در حال تکامل است. شرکت های مدیریت حرفه ای، حالا کسب و کارهایی را با سطحی از پیچیدگی به نمایندگی از سرمایه گذاران اداره می کنند که دستیابی به بازدهی معنادار را بدون نیاز به تخصص عملیاتی سرمایه گذار، ممکن می سازد.
حرکت کنندگان اولیه در هر دسته دارایی، مطلوب ترین شرایط، کمترین فشار رقابتی و واضح ترین بستر رشد را به دست می آورند. حرفه ای هایی که الان بی سروصدا سرمایه خود را اینجا می برند، قمارباز نیستند. آنها الگوشناس هستند.
زیرساخت بالغ است. لایه دسترسی در حال تغییر است. این همان پنجره فرصت است.
پزشکان، وکلا، مدیران: سه گروهی که پیشرو هستند
ارزش دارد که دقیق بگوییم چه کسی این تغییر را ایجاد می کند و چرا، چون مشخصات این گروه، منطق پشت این روند را نشان می دهد.
پزشکان و جراحان یکی از فعال ترین بخش ها هستند. آنها درآمد بالا و ثابتی دارند و تقریبا هیچ وقتی برای مدیریت عملیات تجاری اضافی ندارند. ملک، همیشه دارایی جایگزین پیش فرض آنها بوده، اما بار عملیاتی و نقدشوندگی پایین، همیشه یک نقطه اصطکاک بوده است. یک دارایی دیجیتال مدیریت شده که نیاز به دخالت عملی نداشته باشد و جریان نقد ماهانه تولید کند، هر دو مشکل را مستقیما حل می کند.
مدیران ارشد و صاحبان کسب و کار گروه دوم هستند. آنها اهرم را می فهمند، دیده اند که ساختارهای هم راستای سودشکن در سازمان های خودشان چطور کار می کند، و عادت دارند دارایی ها را از دریچه سیستم ها ارزیابی کنند، نه از دریچه تلاش فردی. مدل کسب و کار مدیریت شده، به طور طبیعی روی چارچوب ذهنی موجود آنها درباره اینکه سرمایه چطور باید کار کند، قرار می گیرد.
وکلا، مشاوران و صاحبان آژانس تصویر را کامل می کنند. آنها حرفه ای هایی هستند که درآمدشان بالاست اما وقتشان تماما توسط کار مشتری بلعیده شده است. آنها به دنبال اضافه کردن پیچیدگی عملیاتی نیستند. آنها به دنبال مالکیت دارایی هایی هستند که بدون آنها کار کند.
آنچه همه این مشخصات را متحد می کند، یک رابطه خاص با سرمایه و زمان است. آنها از اولی بیشتر از آنچه بتوانند از طریق کانال های سنتی به طور مولد تخصیص دهند، دارند، و از دومی به اندازه ای که بتوانند کسب و کارهای جدید خودشان بسازند و اداره کنند، ندارند. مدل دارایی دیجیتال مدیریت شده، این تنش را مستقیما حل می کند.
آینده ثروت، از آن کسانی است که سرمایه را از کار جدا می کنند
پیامد گسترده تر این روند، درباره تکامل معنای مالکیت یک دارایی مولد است. در بیشتر تاریخ اقتصاد مدرن، مالکیت یک کسب و کار به معنای اداره آن بود. این دو از هم جدا نبودند. سرمایه و کار، در کنار هم بسته بندی می شدند. به سختی می توانستید یکی را بدون دیگری داشته باشید.
دو دهه گذشته، به تدریج آنها را از هم جدا کرده است. صندوق های سرمایه گذاری املاک به سرمایه گذاران اجازه می دهند مالک ملک تجاری باشند بدون اینکه آن را مدیریت کنند. ساختارهای سهام خصوصی به شرکای با مسئولیت محدود اجازه می دهند سهمی در شرکت های فعال داشته باشند بدون اینکه آنها را اداره کنند. صندوق های مدیریت شده از هر نوعی، به سرمایه اجازه می دهند در بازده ها مشارکت کند بدون اینکه به تخصص عملیاتی نیاز باشد.
کسب و کارهای دیجیتال مدیریت شده، تکرار بعدی این جداسازی هستند، اما این بار در اقتصاد دیجیتال. این مدل به سرمایه اجازه می دهد در بازده تولید شده توسط بازارهای دیجیتال مشارکت کند، بدون اینکه سرمایه گذار مجبور شود اپراتور شود. مالکیت و عملیات از هم جدا می شوند، و هر طرف، کاری را که در آن بهترین است، انجام می دهد.
برای حرفه ای های پردرآمد، این صرفا یک گزینه سرمایه گذاری جدید نیست. این یک تغییر ساختاری در نحوه کار سرمایه آنها را نشان می دهد: از بیکار یا کم بازده به مولد فعال، بدون اینکه به آن منبع واحدی نیاز داشته باشد که واقعا نمی توانند هزینه آن را بپردازند. یعنی زمانشان.
این یک روند نیست؛ این، بلوغ بازار است
حرفه ای هایی که اول حرکت می کنند، به دنبال بازده نیستند. آنها یک فرصت ساختاری را تشخیص می دهند: یک زیرساخت بالغ و اثبات شده که حالا از طریق یک مدل مدیریت شده برای سرمایه خارجی در دسترس است. مدلی که تا همین اواخر، در مقیاس وجود نداشت.
این یک روند نیست. این، بازار است که بالغ می شود. و حرفه ای هایی که به آن توجه می کنند، خودشان را متناسب با آن موقعیت دهی می کنند.
پرسش اصلی برای کسانی که هنوز در سه گانه قدیمی گرفتارند، این نیست که آیا این مدل کار می کند؟
پرسش این است: کی می خواهید وارد شوید؟ قبل از اینکه این پنجره بسته شود، یا بعد از آن؟
لینک کوتاه: womenito.com/q8pa
