هر کارآفرینی با یک انتخاب اساسی روبرو است: همه چیز را از ابتدا بسازد یا چیزی بسازد که دیگران می خواهند بر اساس آن بسازند. اکنون، باهوشترین بنیانگذاران در حال کشف گزینه سومی هستند که رشد آنها را سریعتر از هر دو رویکرد سنتی، تسریع میکند.
آنها در حال ساخت اکوسیستمها هستند – مدلهای تجاری که در آن چندین بازیگر در یک زیرساخت مشارکت میکنند و از آن سود میبرند. به جای اینکه فقط به مشتریان بفروشند یا به شرکای خود مجوز بدهند، سیستمهایی را ایجاد میکنند که در آن همه افراد درگیر در بازی حضور دارند.
از پلتفرم تا اکوسیستم
اکثر کارآفرینان پلتفرمها را درک میکنند. اپ استور اپل یک پلتفرم است: توسعهدهندگان اپلیکیشن میسازند، اپل سهمی میبرد و همه سود میبرند. شاپیفای یک پلتفرم است: بازرگانان محصولات را میفروشند و شاپیفای زیرساخت را فراهم میکند و هزینهها را دریافت میکند.
اکوسیستمها عمیقتر میشوند. به جای اینکه فقط به دیگران اجازه دهید از زیرساخت شما استفاده کنند، به آنها سهمی در توسعه و موفقیت آن میدهید. تفاوت کجاست؟ مالکیت در مقابل مشارکت.
تکامل Airbnb را در نظر بگیرید. این پلتفرم به عنوان یک پلتفرم رزرو ساده آغاز شد. صاحبان املاک، مکانها را فهرست میکنند، مسافران آنها را رزرو میکنند و Airbnb سهمی از آن را برمیدارد. با این حال، با گذشت زمان، Airbnb به سمت طرز فکر اکوسیستمی تغییر جهت داد.
برنامههای Super Host به افراد برتر، مزایای ویژه و نقشهای مشاورهای میدهند. هیئتهای مشاوره میزبان به صاحبان املاک اجازه میدهند تا در تصمیمات پلتفرم تأثیر بگذارند. مراکز اجتماعی، پشتیبانی محلی ارائه میدهند. هرچه میزبانان بیشتر در موفقیت Airbnb سرمایهگذاری کنند، خدمات برای همه بهتر میشود.
انقلاب Web3 در تفکر تجاری
Web3 ممکن است گاهی اوقات مانند اصطلاحات فنی به نظر برسد، اما نشاندهنده یک تغییر اساسی در نحوه عملکرد مشاغل است. مشاغل سنتی وب متمرکز هستند، به این معنی که یک شرکت مالک پلتفرم است، تمام تصمیمات را میگیرد و بیشتر سود را برای خود نگه میدارد.Web3 با توزیع مالکیت و تصمیمگیری بین کاربران، این را برعکس میکند. به جای اینکه Uber مالک همه چیز باشد، تصور کنید که فعالترین رانندگان و مسافران دائمی، حق رأی در مورد ویژگیهای جدید را داشته باشند و بر اساس مشارکت خود در سود شرکت سهیم باشند.
شرکتها در حال حاضر بدون پیچیدگی فنی از اصول Web3 استفاده میکنند. برنامه “1٪ برای سیاره” پاتاگونیا، مشتریان و تأمینکنندگان را قادر میسازد تا در تصمیمات زیستمحیطی نظر خود را بیان کنند. مدل همکاری REI به اعضا سهام مالکیت واقعی و حق رأی میدهد.
وقتی افراد احساس کنند که مالک مشترک هستند و نه فقط مشتری، به بزرگترین طرفداران و مشارکتکنندگان شما تبدیل میشوند.
[irp]
DePIN: زیرساخت بدون هزینههای زیرساخت
شبکههای زیرساخت فیزیکی غیرمتمرکز (DePIN) یکی از کاربردیترین کاربردهای تفکر اکوسیستمی را نشان میدهند. به جای اینکه خودتان زیرساختهای عظیم بسازید، افراد و کسبوکارها را برای ارائه قطعاتی از یک سیستم بزرگتر هماهنگ میکنید.
در عمل نحوه کار آن به این صورت است: به جای اینکه یک شرکت مخابراتی میلیاردها دلار برای دکلهای سلولی هزینه کند، رویکرد DePIN افراد را تشویق میکند تا تجهیزات سلولی کوچک را روی ساختمانهای خود نصب کنند. مشارکتکنندگان بر اساس دادههایی که به انتقال آنها کمک میکنند، حقوق دریافت میکنند. شبکه بدون سرمایهگذاری اولیه هنگفت، به صورت ارگانیک رشد میکند.
Spacecoin این مدل را نشان میدهد. Spacecoin به جای ساخت زیرساخت اینترنت ماهوارهای سنتی مانند استارلینک اسپیساکس، در حال ایجاد یک شبکه غیرمتمرکز با استفاده از فناوری بلاکچین ساخته شده بر روی Creditcoin است. آنها ماهوارههای کوچک و ارزان را برای ارائه پوشش جهانی اینترنت تا 5G هماهنگ میکنند.
مشارکتکنندگان انفرادی میتوانند با اجرای گرههای شبکه مشارکت کنند و بلاکچین به طور خودکار پرداختها، مدیریت و انتقال دادهها را مدیریت میکند. نتیجه: دسترسی به اینترنت برای مناطق محروم فقط با 1-2 دلار در ماه، در مقایسه با اینترنت ماهوارهای سنتی که صدها دلار در ماه هزینه دارد.
همان اصل هماهنگی زیرساخت توزیعشده فراتر از فناوری نیز با سطوح مختلف تمرکززدایی اعمال میشود. Airbnb مالکان املاک را برای ارائه اتاق هماهنگ میکند و DoorDash رانندگان را برای تحویل هماهنگ میکند. با این حال، اینها همچنان پلتفرمهای متمرکزی هستند که پرداختها و مدیریت را کنترل میکنند. آنها میتوانند نرخ کمیسیون را به صورت یکجانبه تعیین کنند، شرایط خدمات را تغییر دهند، شرکتکنندگان را به حالت تعلیق درآورند و تمام قدرت تصمیمگیری در مورد ویژگیها و سیاستها را حفظ کنند.
این امر وابستگی ایجاد میکند که در آن مشارکتکنندگان با وجود ارائه خدمات واقعی، حرف کمی برای گفتن دارند. DePIN با تمرکززدایی از سیستمهای پرداخت و تصمیمگیری نیز فراتر میرود. شرکتکنندگان در مورد تغییرات شبکه رأی میدهند، هزینهها به جای حکم شرکتی، با اجماع تعیین میشوند و بلاکچینها به طور خودکار پرداختها را بر اساس مشارکت توزیع میکنند، نه اینکه یک شرکت سهم از پیش تعیینشدهای را بردارد. این امر نیاز به یک شرکت مرکزی برای دریافت هزینهها و وضع همه قوانین را از بین میبرد.
[irp]
وقتی هر کاربر جدید سیستم را بهتر میکند
کسبوکارهای سنتی اغلب با مقیاسپذیری دست و پنجه نرم میکنند. مشتریان بیشتر به معنای پیچیدگی بیشتر، هزینههای بالاتر و سردردهای عملیاتی هستند. اکوسیستمها این پویایی را تغییر میدهند. در یک اکوسیستم خوب طراحیشده، هر شرکتکننده جدید سیستم را برای همه ارزشمندتر میکند. نکته کلیدی، طراحی سیستمهایی است که رشد در آنها برای شرکتکنندگان موجود، نه فقط شرکت مرکزی، ارزش ایجاد میکند.
ساختن اکوسیستم شما
ایجاد یک اکوسیستم نیاز به بازنگری در نحوه ایجاد و به اشتراکگذاری ارزش توسط کسبوکار شما دارد. در ادامه نحوه رویکرد به آن آمده است:
- با وابستگی متقابل شروع کنید: به دنبال موقعیتهایی باشید که موفقیت شما به موفقیت دیگران بستگی دارد. اگر یک شرکت نرمافزاری هستید، موفقیت شما به نتایج مشتریان بستگی دارد. اگر یک کسبوکار خدماتی هستید، موفقیت شما به ارائه محصولات و خدمات با کیفیت بالا توسط تأمینکنندگان بستگی دارد. این وابستگیها فرصتهایی برای تفکر اکوسیستمی هستند.
- مشارکت را سودآور کنید: از مردم نخواهید که به صورت رایگان مشارکت کنند در حالی که به آنها وعده پاداشهای آینده را میدهید. شرکتکنندگان اولیه اکوسیستم به ارزش فوری نیاز دارند (چه درآمد، صرفهجویی در هزینه یا مزیت رقابتی).
- طراحی برای مشارکت: کسبوکارهای سنتی برای مصرف طراحی شدهاند: مشتریان محصولات را میخرند و میروند. اکوسیستمها برای مشارکت طراحی شدهاند: شرکتکنندگان از طریق مشارکت خود، سیستم را بهبود میبخشند.
[irp]
مزیت رقابتی
اکوسیستمها در چشمانداز کسبوکار امروز به یک ضرورت رقابتی تبدیل میشوند. هزینههای جذب مشتری در حال افزایش است. تبلیغات سنتی کماثرتر میشود. بازارها تکهتکهتر میشوند.
در این محیط، کسبوکارهایی که میتوانند مشتریان را به طرفداران، تأمینکنندگان را به شرکا و حتی رقبا را به همکاران تبدیل کنند، از مزیت بزرگی برخوردارند. آنها هزینههای بازاریابی پایینتر، هوش بازار بهتر، نوآوری سریعتر و مدلهای کسبوکار انعطافپذیرتری دارند.
تغییر از کسبوکار سنتی به تفکر اکوسیستمی نیاز به یک تغییر اساسی در طرز فکر دارد. به جای پرسیدن «چگونه ارزش بیشتری کسب کنیم؟»، سوال این میشود که «چگونه ارزش بیشتری برای همه افراد درگیر ایجاد کنیم؟» این به معنای تشخیص این است که رشد پایدار از موفقتر کردن همه افراد در سیستم شما، نه فقط شرکت خودتان، حاصل میشود.