با استراتژی درست داستان سرایی برند، یک شرکت میتواند از نظر احساسی با مشتریان خود ارتباط برقرار کند و یک رابطه بلندمدت ایجاد کند. اما چگونه یک داستان برند خوب خلق کنیم؟
راهنمای ما پاسخ را ارائه میدهد و همچنین به شما نشان میدهد که از کدام انواع داستانسرایی برند میتوانید استفاده کنید.
تمرکز داستان سرایی برند بر ایجاد محتوایی است که مخاطب را تحت تأثیر قرار داده و او را درگیر کند. با استفاده از شخصیت هایی که مظهر برند هستند و گنجاندن عناصر روایی مانند درگیریها و راهحلها، میتوان مخاطب را به داستان جذب کرد. سپس این داستانها را میتوان از طریق کانالهای مختلفی مانند وبسایت شرکت، پلتفرمهای رسانههای اجتماعی و کمپینهای تبلیغاتی روایت کرد.
چگونه یک داستان سرایی برند را به خوبی توسعه دهیم
توسعهی داستان سرایی خوب برای برند، نیازمند برنامهریزی و بررسی دقیق است. اول از همه، درک برند و ارزشهای آن مهم است. این به معنای کاوش عمیق در تاریخ و فلسفهی برند است. ارزشها و اصول اصلی برند باید به وضوح تعریف و درک شوند تا داستانی اصیل روایت شود.
مرحله بعدی، تحلیل مخاطبان هدف است. این شامل درک نیازها، علایق، انگیزهها و چالشهای آنها و تدوین داستانی متناسب با این ویژگیها میشود.
انتخاب یک تضاد مرتبط به عنوان مبنای داستانسرایی برند، داستان را عمیقتر و از نظر احساسی جذابتر میکند. تضاد میتواند اشکال مختلفی داشته باشد، مانند تضاد بین ارزشهای برند و روندهای اجتماعی فعلی، یا مانعی که مخاطب هدف در زندگی خود یا در دنبال کردن رویاها و اهداف خود تجربه میکند.
یک راهحل تضاد که به خوبی انتخاب شده باشد، در نهایت میتواند مخاطب را ترغیب کند تا با برند و داستان آن همزاد پنداری کرده و از آن حمایت کند.
مرحلهی بعدی طرح داستان است. یک طرح داستانی جذاب، عامل کلیدی موفقیت یک کمپین داستان سرایی برند است. ساختار روشنی که بر اساس تضاد بنا شده باشد، در اینجا اهمیت ویژهای دارد.
هنر یک طرح داستانی خوب، در یافتن تعادل بین سرگرم کردن مخاطب و انتقال پیام برند نهفته است.
در نهایت، داستان باید روایت شود. مهم است که اطمینان حاصل شود که زبان متناسب با مخاطب هدف تنظیم شده و داستان هم آموزنده و هم سرگرمکننده است. از طریق توسعه دقیق داستان سرایی برند، یک برند میتواند با مخاطبان خود ارتباط عاطفی برقرار کند و خود را از رقبا متمایز کند.
انواع مختلف داستانسرایی برند
انواع مختلفی از داستانسرایی برند وجود دارد که یک برند میتواند برای رسیدن به مخاطبان خود از آنها استفاده کند:
- یک رویکرد این است که بر اساس تاریخچه شرکت، داستان برندی را روایت کنیم که ریشههای برند و ارزشها و اصول آن را برجسته کند.
- رویکرد دیگر برای داستانسرایی برند، روایت داستانهایی در مورد محصول یا خدمات است تا مزایا و فواید آن را برای مخاطبان هدف برجسته کند.
- داستانهایی درباره مشتریان و تجربیات آنها با برند نیز امکانپذیر است، همانطور که داستانهایی درباره کارمندان وجود دارد که میتواند به بهبود تصویر و شهرت یک برند کمک کند.
برندهای کوکاکولا و نایک پیشتاز هستند
کمپین «Share a Coke» کوکاکولا نمونهای عالی از داستان سرایی موفق برند است. این کمپین اولین بار در سال ۲۰۱۱ در استرالیا راهاندازی شد و از آن زمان در سراسر جهان گسترش یافته است. مفهوم آن ساده بود: نام افراد روی بطریها و قوطیها قرار میگرفت و با دیدن کوکاکولا با نام خود یا یکی از عزیزانشان، یک تجربه شخصی و احساسی ایجاد میکرد.
این کمپین موفقیت بزرگی بود و منجر به افزایش ۴ درصدی فروش کوکاکولا در استرالیا و افزایش ۸۷۰ درصدی تعامل در رسانههای اجتماعی شد. این کمپین نه تنها فروش را افزایش داد، بلکه نشان داد که چگونه داستان سرایی هوشمندانه برند میتواند به ایجاد رابطهای قوی بین برند و مخاطب کمک کند.
کمپین «فقط انجامش بده» نایک، نمونه کلاسیک دیگری از داستان سرایی برند است که به خوبی اجرا شده و امروزه نیز همچنان مرتبط است. این کمپین در سال ۱۹۸۸ راهاندازی شد و با هدف الهام بخشیدن و ایجاد انگیزه در مخاطبان هدف خود طراحی شده بود.
نایک در داستانسرایی برند خود از تصاویر الهامبخش ورزشکاران موفق استفاده کرد و آنها را با یک شعار ساده و انگیزشی ترکیب کرد: «فقط انجامش بده».
این کمپین موفقیت بزرگی بود. کمپین «فقط انجامش بده» نشان میدهد که چگونه یک مفهوم ساده و الهامبخش میتواند منجر به داستانسرایی برند مؤثری شود که برای دههها مرتبط باقی میماند.
لینک کوتاه: womenito.com/ucdb