اکنون، چه دانشگاهها آماده باشند و چه نباشند، هوش مصنوعی در حال تغییر آموزش است. دانشجویان از ابزارهای هوش مصنوعی برای یادگیری، خلق و حل مسئله به روش خودشان استفاده میکنند.
مؤسساتی که هوش مصنوعی را به عنوان یک شریک یادگیری میپذیرند، رشد خواهند کرد، در حالی که مؤسساتی که مقاومت میکنند، به ورطه نابودی کشیده خواهند شد. هوش مصنوعی فقط یک افزونه نیست – بلکه پایه و اساس یک سیستم آموزشی سریعتر، سازگارتر و تأثیرگذارتر است.
مدارس در حال آمادهسازی دانشآموزان برای دنیایی هستند که دیگر وجود ندارد
پیشرفتها در هوش مصنوعی، مهارتهای مورد نیاز برای موفقیت را از نو تعریف میکنند. با این حال، سیستم آموزشی ما همچنان در مدل دوران صنعتی گیر کرده و دانشآموزان را برای نیروی کاری آماده میکند که دیگر وجود ندارد. مدارس همچنان بر حفظ کردن، آزمونهای استاندارد و برنامههای درسی سفت و سخت تأکید دارند که در تجهیز دانشآموزان برای دنیای مدرن شکست میخورند.
اگر میخواهیم نسل بعدی را برای آینده آماده کنیم، باید اساساً آموزش را مورد بازنگری قرار دهیم و بر سازگاری، حل مسئله و یادگیری مداوم تمرکز کنیم. ما دانشگاه را رد نمیکنیم، چرا که به هر حال، اینترنت، اکتشافات علمی پیشگامانه و نوآوریهای بیشماری از دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی پدیدار شدهاند.
اما برای دوره بعدی، باید دانشگاه را با هوش مصنوعی، نوآوری و کارآفرینی ادغام کنیم و اطمینان حاصل کنیم که دانشجویان فقط مصرفکننده دانش نیستند، بلکه آینده را خلق، ساخته و شکل میدهند.
هوش مصنوعی عامل تغییر است – دانشگاهها باید همگام با آن پیش بروند
هوش مصنوعی در حال حاضر در حال بازنویسی قوانین آموزش است. چه موسسات اجازه دهند چه ندهند، دانشجویان از هوش مصنوعی استفاده میکنند. برای هر ابزار تشخیص هوش مصنوعی، یک راه حل وجود خواهد داشت. موسساتی که هوش مصنوعی را به عنوان یک ابزار یادگیری میپذیرند و با آن مبارزه نمیکنند، همانهایی خواهند بود که مرتبط باقی میمانند.
این برای آموزش به چه معناست:
- موسسات باید با سرعت نوآوری حرکت کنند، با سیاستهایی که پیشرفت را ممکن میسازند نه اینکه مانع آن شوند.
- هوش مصنوعی باید با دقت در برنامه درسی و تکالیف گنجانده شده و نادیده گرفته نشود.
- هوش مصنوعی هم میتواند و هم باید جایگزین فرآیندهای عملیاتی منسوخ شده شود و منابع را برای تمرکز بر آنچه واقعاً مهم است یعنی یادگیری مؤثر و انطباقی، آزاد کند.
دوباره تصور کنید. دوباره اختراع کنید. دوباره نوآوری کنید.
با توجه به اینکه دانش جهانی اکنون برای همه قابل دسترسی است، آموزش باید با سرعت نوآوری حرکت کند.
ما به سیستمی نیاز نداریم که دانشآموزان را برای مشاغلی که به زودی منسوخ میشوند آماده کند بلکه ما به سیستمی نیاز داریم که آنها را به طرز فکر، مهارتها و ابزارهایی برای خلق آینده مجهز کند.
ما به سیستمی نیاز داریم که حل مسئله را بر حفظ کردن، سازگاری را بر انعطافناپذیری و تجربه عملی را بر دانش نظری اولویت دهد.
کارآفرینان موفق میشوند زیرا به شیوهای متفاوت یاد میگیرند
کارآفرینان برای حل مشکلات، منتظر اجازه نمیمانند. آنها شکافها را شناسایی میکنند، آزمایش میکنند، سریع شکست میخورند و تکرار میکنند. آنها در محیطهای عدم قطعیت فعالیت میکنند و با فناوریهای جدید و تغییرات بازار در زمان واقعی سازگار میشوند.
تصور کنید اگر مدارس همین طرز فکر را تشویق میکردند:
یادگیری از طریق عمل: کارآفرینان فقط کسب و کارها را مطالعه نمیکنند؛ آنها کسب و کار را میسازند.
دانشآموزان به جای اینکه فقط در مورد مشکلات دنیای واقعی بخوانند، باید پروژهها را راهاندازی کنند، برنامهها را کدنویسی کنند و روی آنها کار کنند.
شکست را به عنوان یک ابزار یادگیری بپذیرید: در مدرسه، شکست به معنای نمرات بد است. در کسب و کار، شکست یک هدیه است.
آموزش به دانشآموزان برای آزمایش، تکرار و یادگیری از شکست، انعطافپذیری و مهارتهای حل مسئله را ایجاد میکند.
ایجاد شبکهها و همکاریهای اکوسیستمی
تفکر کارآفرینانه فقط برای صاحبان کسب و کار نیست، این یکی از حیاتیترین مهارتهای بقا در چند دهه آینده است.
انقلاب هوش مصنوعی به کسانی پاداش میدهد که میتوانند خود را وفق دهند، نوآوری کنند و به طور مداوم یاد بگیرند، نه کسانی که صرفاً از دستورالعملها پیروی میکنند.
۳ مسیر کلیدی برای بازنگری در آموزش
اصلاح آموزش به معنای ایجاد تغییرات کوچک نیست، بلکه به معنای بازاندیشی در همه چیز است.
مدارسی که رشد میکنند، آنهایی هستند که درک میکنند یادگیری باید به اندازه خود جهان، پویا باشد.
مؤسساتی که در این عصر جدید رشد میکنند، آنهایی نیستند که در برابر تغییر مقاومت میکنند، بلکه آنهایی هستند که آن را میپذیرند. آنها درک میکنند که آموزش یک سیستم انعطافناپذیر نیست، بلکه یک اکوسیستم در حال تکامل است. آیندهنگرترین مدارس فراتر از توزیعکنندگان (صرف) دانش عمل می کنند و در عوض به مراکز نوآوری در دنیای واقعی تبدیل میشوند که در آن دانشجویان، اساتید و صنعت برای شکل دادن به آینده با هم همکاری میکنند.
۱. تحول در برنامه درسی: دانشآموزان واقعاً چه چیزی باید یاد بگیرند؟
حرکت از یادگیری ایستا به پویا: تبدیل برنامههای درسی به مسیرهای یادگیری در حال تحول و در لحظه که با روندهای صنعت و پیشرفتهای فناوری همسو هستند.
آموزش مهارتهایی برای آینده: گنجاندن تسلط دیجیتال، تفکر انتقادی، حل مسئله و تجربه عملی با فناوریهای نوظهور در هر رشته.
یکپارچه سازی استفاده از هوش مصنوعی: اطمینان حاصل کنید که دانش آموزان فعالانه از هوش مصنوعی در دوره های خود برای رسیدگی به چالش های دنیای واقعی استفاده می کنند و تفکر کارآفرینی و اجرای عملی را به جای مطالعه تئوری ها به کار می گیرند.
۲. بازاندیشی در عملکرد دانشگاه: آموزش چگونه باید ارائه شود؟
ساده کردن بوروکراسی: کاهش تشریفات اداری و فرآیندهای تایید قدیمی برای ایجاد یک سیستم چابک تر و پاسخگوتر.
در صورت امکان خودکارسازی کنید: از هوش مصنوعی برای انجام کارهای روزمره و پشت صحنه استفاده کنید و منابع را برای ابتکارات دانشگاه آزاد کنید.
عملیات چابک را بپذیرید: دانشگاههایی که مانند استارتاپها – چابک، سریع و سازگار – عمل میکنند، در زمان تغییرات سریع رشد خواهند کرد.
۳. نوآوری در لحظه، کارآفرینی هوش مصنوعی و همکاری در صنعت
کارآفرینی را به عنوان حل فوری مسئله تعریف کنید: تمرکز را از ایجاد کسب و کار به استفاده از هوش مصنوعی و فناوری برای حل چالشهای دنیای واقعی با بازخورد فوری تغییر دهید.
به مرکزی برای نوآوری هوش مصنوعی در منطقه خود تبدیل شوید: با کارفرمایان، استارتاپها و بازیگران اکوسیستم تعامل داشته باشید و مشارکتهایی ایجاد کنید که آموزش و صنعت را به هم متصل کند.
ایجاد مراکز نوآوری هوش مصنوعی برای دستیابی به نتایج عملی: برنامهها و فضاهای اختصاصی ایجاد کنید که در آن دانشجویان، اساتید و رهبران صنعت برای ارائه راهحلهای عملی و قابل اندازهگیری هوش مصنوعی با هم همکاری کنند.
آموزش و پرورش باید به آزمایشگاهی زنده و پویا برای نوآوری هوش مصنوعی تبدیل شود
محیط دانشگاهی مدتهاست که محل کشف، نوآوری و پیشرفت بوده است. دانشگاهها صنایع را شکل داده اند، جامعه را توسعه دادهاند و نسلهایی از متفکران و رهبران را پرورش دادهاند. اکنون، با تغییر شکل یادگیری در لحظه توسط هوش مصنوعی، آموزش و پرورش فرصتی بیسابقه برای تکامل بیشتر دارد.
هوش مصنوعی فقط یک ابزار نیست، بلکه کاتالیزوری برای یادگیری عمیقتر، خلاقیت و حل مسائل دنیای واقعی است. این فناوری دانشآموزان، مربیان و رهبران صنعت را قادر میسازد تا به روشهایی که قبلاً هرگز ممکن نبود، همکاری کنند و نوآوری را تسریع کرده و شکاف بین تئوری و عمل را پر کنند.
…
مؤسساتی که هوش مصنوعی، کارآفرینی و نوآوری مداوم را میپذیرند، عصر بعدی یادگیری را رهبری خواهند کرد. لحظه عمل اکنون است که هوش مصنوعی در حال بازنویسی قوانین است.
لینک کوتاه: womenito.com/9m36