جسارت، تسلط، رقابتپذیری، ریسکپذیری: اینها نشانههای بارز مدلهای رهبری سنتی هستند و اغلب با مردان مرتبط دانسته میشوند. از هیئت مدیره شرکتها گرفته تا مناصب سیاسی، مدل یک رهبر «قوی» حول محور صدای آمرانه، تصمیمات سخت و تفکر قاطع ساخته میشود.
این چارچوب نه تنها منسوخ شده است، بلکه خطرناک نیز هست.
ویژگیهایی که مدتهاست نادیده گرفتهایم: شفقت، همکاری، تفکر بلندمدت، فروتنی، دیگر مهارتهای نرم نیستند. آنها مهارتهای بقا هستند و عمدتاً در سبکهایی یافت میشوند که اغلب سبکهای “رهبری زنانه” نامیده میشوند. در واقع، کسبوکارهایی که تیمهای اجرایی متنوع جنسیتی دارند، ۲۵٪ بیشتر احتمال دارد که از نظر مالی عملکرد بهتری داشته باشند و شرکتهایی که توسط مدیران عامل زن اداره میشوند، از نظر تاریخی طی ۱۰ سال ۲۲۳٪ بازده حقوق صاحبان سهام داشتهاند، در مقایسه با ۱۳۰٪ برای شرکتهایی که توسط مردان اداره میشوند. از سوی دیگر، تحقیقات گالوپ نشان میدهد که عملکرد کارکنان میتواند تحت مدیریت اقتدارگرا یا از بالا به پایین تا ۳۰٪ کاهش یابد.
کسبوکارهایی که تیمهای اجرایی متنوع جنسیتی دارند، ۲۵٪ بیشتر احتمال دارد که از نظر مالی عملکرد بهتری داشته باشند
واضح است که سبکهای رهبری تهاجمی کارساز نیستند و رهبری فراگیر و دارای هوش هیجانی باید توسط سازمانهایی که میخواهند به موفقیت و طول عمر بیشتری دست یابند، پذیرفته شود. اما سبکهای رهبری دیگری نیز وجود دارند که تعریف جدیدی از رهبری مؤثر ارائه میدهند.
رهبری مشارکتی: “قدرت بر…” یا “قدرت با …”
رهبری تهاجمی با کنترل رشد میکند: رهبر صحبت میکند، دیگران گوش میدهند.
اما در جهانی که بهترین راهحلها از صداهای متنوع و تیمهای بین رشتهای حاصل میشود، این مدل بیاثر است. همکاری فقط یک کلمه مد روز نیست، بلکه پیشنیاز موفقیت است.
در سازمانهای مدرن، رهبران مشارکتی سلسله مراتب را مسطح میکنند و به اعضای تیم قدرت میدهند تا فکر کنند، صحبت کنند و رهبری کنند. آنها بیشتر از اینکه صحبت کنند گوش میدهند و با طیف وسیعی از دیدگاهها تصمیم میگیرند. آنها درک میکنند که اقتدار به معنای داشتن همه پاسخها نیست، بلکه به معنای ایجاد شرایطی برای ظهور بهترین پاسخها است.
رهبری هدفمند: الهامبخش، نه ارعاب
مدل رهبری سنتی از طریق فشار انگیزه میدهد: به اهداف خود برسید، وگرنه…
اما این رویکرد عامل اصلی عدم مشارکت است. طبق گزارش گالوپ، تقریباً ۸۰٪ از نیروی کار جهانی در محل کار خود مشارکت ندارند و هر ساله ۸.۸ تریلیون دلار هزینه از دست دادن بهرهوری برای کسبوکارها ایجاد میکنند. بسیاری از آنها نه تنها بیانگیزه هستند، بلکه علیه کارفرمایان خود کار میکنند.
ارعاب پرهزینه است، اما رهبرانی که با هدف الهام میبخشند، این روند را معکوس میکنند.
رهبران هدفمند با ترس رهبری نمیکنند، با چشمانداز رهبری میکنند. آنها کاری میکنند که افراد نه تنها به کاری که انجام میدهند، بلکه به دلیل انجام آن نیز اهمیت دهند. در نسلی از کارکنان که به طور فزایندهای توسط ارزشها هدایت میشوند، این مزیت رقابتی شماست.
رهبری با هوش هیجانی: قدرت از طریق همدلی
دهههاست که به رهبران آموخته میشود که احساسات را پشت در یا در بهترین حالت، در خانه بگذارند.
اما حقیقت این است که هوش هیجانی یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که یک رهبر میتواند داشته باشد. توانایی تشخیص، درک و مدیریت احساسات – چه احساسات خود و چه احساسات دیگران – برای ایجاد اعتماد، کاهش تنش و رهبری تیمها در شرایط عدم قطعیت ضروری است.
هوش هیجانی یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که یک رهبر میتواند داشته باشد.
در دنیای تجارت، رهبرانی هستند که با هوش هیجانی با اولویت دادن به یادگیری، امنیت روانی و تنوع، فرهنگ سازمانی را متحول کردهاند. این رهبران مهربانی را با ضعف اشتباه نمیگیرند: آنها درک میکنند که افراد وقتی احساس میکنند دیده، شنیده، ارزشمند و مورد احترام هستند، بهترین کار خود را انجام میدهند.
آینده رهبری، تعادل است
ویژگیهایی که رهبران تهاجمی به عنوان نقاط ضعف رد میکنند مانند: گوش دادن، همکاری و همدلی، در واقع همانهایی هستند که تابآوری، نوآوری و موفقیت بلندمدت را تقویت میکنند و این ویژگی ها هم برای زنان و هم مردان موثر هستند. در واقع این همان چیزی است که چالش های امروز آنها را طلب می کنند.
سوال واقعی این است که آیا رهبران میتوانند به استقبال آن لحظه ای بروند که نیاز به تعادل بین طیف وسیعتری از مهارتهای رهبری، یعنی پتانسیل کامل رهبری انسانی ما دارد؟
ما به رهبرانی نیاز داریم که بتوانند جسور و فروتن، قاطع و فراگیر، با اعتماد به نفس و دلسوز باشند. رهبری مدتهاست که به کسانی که با صدای بلند صحبت میکنند و بر اتاق تسلط دارند، پاداش میدهد. آینده به کسانی که میتوانند گوش دهند، ارتباط برقرار کنند و مردم را دور هم جمع کنند، پاداش خواهد داد.
…
دوران رهبری تهاجمی به پایان رسیده است. دوران رهبری مشارکتی، هدفمند و دارای هوش هیجانی تازه آغاز شده است. از خود بپرسید: من با چه ویژگیهای رهبری مردانه و زنانهای رهبری میکنم؟ آیا آنها به اندازه کافی متعادل و مؤثر هستند که عملکرد را هدایت کنند؟
لینک کوتاه: womenito.com/nem3