ما میدانیم که شما نویسندهی خوبی هستید. اکثر افراد اگر نتوانند چند کلمه را با کمی هنر و استراتژی کنار هم بچینند، در حوزه ارتباطات دوام نمیآورند. اما حتی نویسندگان بزرگ هم میتوانند حواسشان پرت شود، سرشان شلوغ شود و اصول اولیهی نوشتن ارتباطات واضح و متمرکز را فراموش کنند.
اشکالی ندارد. بیایید کمی یادآوری کنیم و به شما نشان دهیم که چگونه وقتی این مهارتهای اساسی کنار گذاشته میشوند، به مسیر درست برگردید:
شما قبل از شروع به نوشتن، دادهها را ارزیابی نمیکنید
هر چقدر هم که نشستن و شروع به نوشتن فوقالعاده باشد، بیشتر کارهای ارتباطات استراتژیک نیاز به یک پایه محکم در مورد آنچه در گذشته جواب داده (یا نداده) است، دارند.
اینکه چه دادههایی را باید بررسی کنید، بستگی به این دارد که چه چیزی مینویسید و امیدوارید به چه چیزی دست یابید. می خواهید یک طرح اولیه بنویسید؟ در گذشته چه چیزی برای خبرنگار ارسال کردهاید؟ آنها به چه چیزی پاسخ دادهاند و چه چیزی را نادیده گرفتهاند؟ می خواهید یک متن برای رسانههای اجتماعی بنویسید؟ وقت آن است که اطلاعات خود را بهروز کنید و بر اساس نرخ تعامل گذشته عمل کنید تا ببینید چه چیزی باعث علاقه کاربران شده و چه چیزی آنها را به ادامه اسکرول کردن ترغیب کرده است.
ممکن است فکر کنید که این چیزها را میدانید. این میتواند مانند یک عادت ثانویه به نظر برسد که شما دادهها را فقط از کار روزانه خود بیرون میکشید. اما کمی تامل، بازگشت به اعداد و نگاه کردن به تصویر کلی میتواند دیدگاه تازهای به شما بدهد و دری را به روی ایدهها و رویکردهای جدید باز کند.
[irp]
خیلی طولانی مینویسید
نیت شما از این کار خیر است. شما میخواهید مردم تمام اطلاعات مورد نیاز خود را داشته باشند. هر اتفاق احتمالی و هر جزئیاتی را درون نوشته می آورید. اگر همه چیز را از همان اول در آن قرار دهید، هیچکس سوالی نخواهد داشت.
در نهایت، متنی دست و پاگیر به دست میآید که خواننده را از دست میدهد، و در آن تشخیص نکات اصلی و درک اقداماتی که میخواهید مخاطب انجام دهد، دشوار است.
نوشتن خوب یعنی حذف موارد غیرضروری تا زمانی که فقط هسته اصلی باقی بماند. این به این معنی نیست که باید لحنی بیروح و مینیمالیستی داشته باشید. شما هنوز هم میتوانید شاد و بشاش باشید، حتی شوخی کنید (اگر موقعیت اجازه دهد). این فقط به این معنی است که میخواهید هیچ سوالی در مورد محورهای اصلی نوشتهتان باقی نگذارید. وقتی نوشتهتان خیلی طولانی باشد، افراد میتوانند گم شوند و با برداشتی متفاوت از آنچه شما در نظر داشتید، از نوشته خارج شوند.
نوشتن خوب یعنی حذف موارد غیرضروری تا زمانی که فقط هسته اصلی باقی بماند.
قبل از شروع به نوشتن، یک هدف مشخص را مشخص کنید. سپس، هنگام نوشتن و ویرایش، از خود بپرسید: آیا هر بخش از این متن از هدف من پشتیبانی میکند؟ اگر نه، آن را حذف کنید.
[irp]
شما به اندازه کافی روی تیتر یا موضوع مطلب وقت نمیگذارید
ببینید، ما متوجه هستیم. نوشتن تیتر یا موضوع یا هر متن کوتاهی که بتواند افراد را به اندازه کافی علاقهمند کند تا کل مطلب شما را بخوانند، کار سختی است. این یک مهارت متفاوت از نویسندگی سنتی و طولانی است. اما ارزش این را دارد که استدلال کنیم اگر تیتر جذابی نداشته باشید که مردم را به یادگیری بیشتر ترغیب کند، هیچ یک از بقیه نوشتههای شما واقعاً اهمیتی نخواهند داشت.
یک راه ساده برای رفع این ذهنیت خستهکننده که «یک تیتر بزنید و منتشرش کنید»: اول تیترتان را بنویسید. این کار نه تنها به شما کمک میکند هدف نهاییتان را برای مطلب در ذهن داشته باشید، بلکه تضمین میکند که وقتی عجله دارید و آمادهاید تا کارتان را تمام کنید، سعی نکنید تیتر را در انتها بنویسید.
و مهمتر از همه، از خودتان بپرسید: آیا آن تیتر شما را ترغیب میکند که روی لینک کلیک کنید، ایمیل را باز کنید یا به هر نحو دیگری با محتوا تعامل داشته باشید؟ اگر اینطور نیست، وقت آن است که به سراغ ایدههای جدید بروید.
ارتکاب این اشتباهات به این معنی نیست که شما نویسندهی بدی هستید. این فقط به این معنی است که وقت آن رسیده که دوباره تمرکز کنید، به اصول اولیه برگردید و دوباره سبک خودتان را پیدا کنید.
لینک کوتاه: https://womenito.com/b0l8